من کسیو از دست دادم که هیچ تلاشی برای موندنم نکرد، تو کسی رو از دست دادی که از جون و روحش برات مایه گذاشت. واقعا فکر میکنی بردی؟
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
بنده خدا شهریار تو یه قسمت از شعرش میگه من که تو خودم گناهی نمیبینم...اما من یه قدم فراتر از ایشون پا گذاشتم و به گناه های نکرده هم معذرت خاستم که بمونه، اما افاقه نکرد. یکی از نظرات خوانندگان که رد پایی هم از خودشون به جا نزاشتن، نظر منو به خودش جلب کرد. گفتن میدونی تیر برج چندمه ساله؟ کاش فقط هفت ماه بود. یه کلمه هم پیرو پست قبل بگم، آدم برای هر کسی اشکش در نمیاد، ببین چه بلایی سر آدم میارن که داغ آدم با هر چیزی تازه میشه... ولی من دوست داشتم، نباید اینجوری میشد...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
نهایت درد این بود به کسایی که به ما تعلقی نداشتند خیلی اهمیت دادیم :)
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
تو مغزمون یه قسمت drafts هست، پُر از حرفایی که خواستیم بزنیم و هرگز نزدیم...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
محمود درویش چه حرف قشنگی میزنه: منو ببر تو اون حالی که قبل تو بودم بعد ترکم کن. اینجوری منصفانه تره...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
آسمان رنگ شب یلدا گرفت یاد تو آمد به قلبم جا گرفت تا سحر غم با دلم همخانه بود از فراغ تو دلم دیوانه بود یلدا مبارک
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
آنچه ماریا به کامو گفت، یک عاشقانهی کامل است: حتی اگر با تو مخالف باشم در جبههی تو میمانم، پس نترس...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی